تبلیغات
SpashelixClub - 1-27(مبارزه نهایی)

1-27(مبارزه نهایی)

چهارشنبه 15 آبان 1392 07:54 ب.ظ

نویسنده : Unknow Person(Emiliyana)XD
ارسال شده در: Season 1 ,

وویی این قسمت آخره البته قسمت آخر این سیزن

یعنی راهی برای خلاس شدن از دست اینا بود

 

دیوید:ببینم دقت کردین که مارتین نیست

من:تیا مارتینو به تو سپرده بودم مثلا

تیا:من نمیدونم این خل وچل کجا رفته اصا نفهمیدم کی رفت

اشلی:خوب برگردیم دنبال مارتین

دیوید:خوب شد نیک جا نموند نه کیت

کاترین:مسخره ی دیوونه

من:وای باگزبانی(دیوید) و دافی داک(کاترین) بس کنین دیگه

ما برگشتیم اونجا

 

من:خوب منو دایانا و تینا از این میریم دنبال یه راهی که تلسمو بشکنیم

تیا:منم با جیل و سارا از اون ور میریم

نایجل:اشلیو نیک و ماروین بیرین دنبال مارتین

دیوید:من و تو و کیتم بریم جلوی باسیک کلاب رو بگیریم

من:درست بگو پاستیل کلاب

 

ما راه افتادیم

توی راه به یه تالار خیلی بزرگ رسیدیم ولی یهو تمام درا بسته شد

تینا:وای چه خبره

دایانا:نترس بچه ها بیاین دنبال یه راه خروج بگردیم

ما شروع کردیم به گشتن این ور اون ور تمام تالارو مو به مو گشتیم ولی هیچی نشد

یهو تینا متوجه مجسمه پرنسس  آترینا شد

تینا:واو خدای من بچه ها اینو ببینین این مجسمه پرنسس آتریناس

من:آترینا کیه

تینا:پرنسس آترینا اولین پری رویای جهانه تو تمام دریما مجسمه هاش هست

یکم مکث کرد و بعد گفت:ولی چرا سرش بر عکسه

و بعد سر مجسمه چرخوند

دایانا:نه ممکنه اتفاق بدی بیوفته

تا دایانا حرفش تموم نشده یه در مخفی باز شد مام از اون در رفتیم اون در در کتاب خونه بود

من:همین این همه گشتیم تا به یه کتاب خونه برسیم

تینا:نه این جا خاصه یه انرژی مثبتی توش هست

ویهو داد زد:مجیک اسپشلیکس

و در کمال ناباوری تبدیل شد

دایانا:هی تو چطور ... امی میای ما هم امتحان کنیم؟؟؟

من:باشه

و با هم داد زدیم:مجیک اسپشلیکس

ولی تبدیل نشدیم

من:تینا تو بالای قفصه ها رو بگرد من و دایانا پایینشو من شک ندارم که راه شکستن تلسم اینجاس

ما شروع کردیم گشتیم و گشتیم

تا توی آخرین ردیف دایانا چشش به یه کتاب خورد تا خواست برش داره کتاب از دستش پرت شد و افتاد تو دست من و خود به خود شروع کرد به ورق خوردن

دایانا:وایی امی پرتش کن

من:نه واستا بزار ببینیم کجای کتاب باز میشه

و درست روی یه صفحه واستاد که نوشته بود چطور تلسمو باتل کنیم

من:زود باشین دست به کار شیم

تینا:نه کتاب میگه تنها یک رویای پاک یک درون آرامش بخش و یک هوای آشفته کنار هم میتونن این تلسمو بشکنن

من:خوب این که دقیقا میشیم ما سه تا

دایانا و تینا:چی ولی چطور

من:رویای پاک مثه تو تینا،وجود آرامش بخش آبه یعنی من و هوای آشفته،از دایانا آشفته تر

دایانا:پس چرا واستادیم شروع کنیم

ما دستای همو گرفتیم و یه حلقه تشکیل دادیم و شروع به گفتن ورد کردیم

یهو من و دایانا هم تبدیل شدیم این یعنی تلسم شکسته

تینا:جواب داد

دایانا:موفق شدیم

من:آره آره تونستیم

یهو سروکله باسیک کلاب(پاستیل کلاب)پیدا شد

من:چطورین پاستیل کلاب

نادین:خفه شو دختره ی

دایانا:حالا چرا جوش میزنی ناراحتی این تلسم کوچولو رو شکستیم

نادین:تو

تینا:آروم باش معلوم بود که موفق میشیم معلوم نبود؟؟؟

نادین:دختره ی

ویه گلوله آتیش خیلی قوی پرت کرد طرف تینا

من:تینا خوبی

و یهو آیلین یه گلوله تاریکی فرستاد سمت من

بعد اولین دایانارو کاملا دودی کرد طوری که نمیتونست تکون بخوره

تینا:اهه اه..هم ش...ما خو...بی..ن

دایانا:نه ه ه ه من نمیتونم تکون بخورم هه هو هو هو

من:بسه دیگه

و جادوی سیاه آیلینو از بین بردم دودارو از رو دایانا تکوندم تینا هم که خوب بود

من:فقط با اتحاد میتونیم موفق بشیم حاضرید

ما پرواز کریم و پشت به پشت هم موندیم و شروع کردیم

دایانا:موج گردباد

تیا:جادوی خواب

من:تابش برفی

و شوع کردیم به چرخیدن اونا قوی ترین جادوی ما بودن که با این نیروی کممون نمیتونستیم ازشون استفاده کنیم چون اون موقه نیومون تموم میشد

و در کمال شگفتی هر سه تامون همون موقع چارمیکس گرفتیم

ما با قدرت چارمیکسمون اونا رو پرت کردیم زمین همین موقع بقیه هم رسیدن تا دیدن ما سه تا تبدیل شدیم اونام تبدیل شدن

تیا:خوب چیکار کنیم

جیل:نیروی چارمیکس و اتحاد

کاترین:همین الان

سارا:پس شروع میکنیم

بعدش داد زد:سارا چارمیکس

تیا:تیا چارمیکس

دایانا:دایانا چارمیکس

http://8pic.ir/images/0njl3xs2hosy0ilhlsp9.png

کاترین:کاترین چارمیکس

تینا:تینا چارمیکس

جیل:جیل چارمیکس

من:امیلی چارمیکس

 

هممون چارمیکسون رو فعال کردیم و دستای همو گرفیم و داد زدیم:حالا

یهو نادین گفت:جذب نیرو

و نیروی هممون از بذدنمون خارج شد و رفت توی بدن نادین و بعد نادین شروع به بزرگ شدن کرد بزرگ و بزرگتر میشد و پف میکرد ولی ما همون طور دستای همو داشتیم انگار که اگه همو ول میکردیم دنیا تموم میشد

آیلین و درین و اولین هرچی بهمون جادو زدن فایده نداشت

و یک دفه یه توپ انرژی وستمون ایجاد شد و یه صدایی گفت:

سارا الهه ی عشق

جیل الهه ی آتش

تیا الهه ی کترول ذهن

دایانا فرشته ی زمین

کاترین:فرشته ی موجودات جنگل

تینا الهه ی رنگها

و امیلی فرشته ی موسیقی

 

و اون توپ انرژی نورانی بزرگ و بزرگتر شد اونقدر بزرگ که کل اون کاخ رو پر کرد و بعد تمامش وارد بدن نادین شد و یک دو سه

 

 

نادین منفجر شد انرژیای ما بهمون برگشت و انرژیای سیاه نادین نابود شد

آیلین و اولین و درینو بخواتر کاراشون زندانی کردن اما آیلین فرار کرد و ناپدید شد

اون دوتای دیگه رو جایی زندانی کردن که دیگه نتونن کارای وحدناکشونو تکرار کنن

و در آخر باسیک کلاب از بین رفت و ما از شرشون خلاص شدیم خوب حالا وقط جشن بود

اون شب قرار بود ما چهارده نفر بریم بیرون و جشن بگیریم


دایانا:بچه ها حاضرین

سارا:من آمادم

تیا:منم

جیل:واستا سنجاقمو درست کنم

تینا:منم آمادم

کاترین:این چه لباس مزخرفیه

تینا:اوه بیخیال باشه

من:کار منم تموم شد

کاترین:تو که اصا نمیدونی لباس مهمونی چی هس

بعد یه بشکن زد و لباس من تبدیل به یه پیرهن آبی شد


کاترین:خوب این از اون لباس اسب سواری بهتره

من:تو خودت نمیای بیرون

کاترین:چطوره؟؟؟

تیا:باورم نمیشه تو موهاتو فر نکردی؟؟؟

کاترین:دیوید راضیم کرد،چطوره؟؟؟

تیا:خوبه بهت میاد


سارا:اومدن دنبالمون


کلود:واو چه خشکل شدی

تیا:مرسی


نیک:سلام

دایانا:اوه سلام خوبی

و بعد بوسش کرد


ماروین:سارا واقعا خوب من

دیوید:هول کرده میخاد بگه خیلی خوشکل شدی

سارا:مرسی

دیوید:بهش برسی


مارتین:ممکنه ما باهم آشنا شیم

تینا:خوب نمیدونم من تا حالا با هیچ پسری دوست نبودم

کاترین:عالیه شما دوتا دیوونه واسه هم ساخته شدین

دیوید:به دیوونه توهین نکن


اشلی:جیلیمیه

جیل:عسیسیم


نایجل:ما.......

من:هیچی نگو دسته گل خواهر جنابالیه

نایجل:خوشکل شدی منتها یکم با خودت فرق داری

من:میدونم گفتم که کار کاترینه


دیوید:بریم اهیاناً

ما:بریم


تو راه


تیا:راستی امی تو چرا دوباره چارمیکس گرفتی؟

من:خوب راستش هرباری که از پلاکم استفاده میکنم قبل از این که برم تو قالب یخ یه تبدیل بالاترو میگرم تا اون تو زنده بمونم وقتی که بیام بیرون اون تبدیل از بین میره


تو رستوران(خیلی مهمه)


کاترین:خوبه به همه خوش میگزره نه

دیوید:میخای به یه چنتایی از دوستام معرفیت کنم از تنهایی در بیای

کاترین:تو چی

دیوید:طرف دیوونه میشه ولش حالا جواب منو بده

کاترین:ام باشه باید خوشکل باشه سفید برفی مو طلایی چشم سبز خلو دیوونه

دیوید:هپ مشخصات خودمو نده

کاترین:با مزه باشه

دیوید:خب من نیستم چون من دلقکم بامزه نیستم

کاترین:اصلاً دیوید باشه

دیوید:خیلی خوب،سلام من دیویدم و شما

کاترین:دیوونه بابا من دوست دارم چرا نمیگیری

دیوید:منم دوست دارم ولی میترسم تورم مث خودم دیوونه کنم

کاترین:زحمت نکش دیوونه هستم




و پایان




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: شنبه 5 تیر 1395 11:07 ق.ظ