تبلیغات
SpashelixClub - 1-24(گم شده)

1-24(گم شده)

جمعه 3 آبان 1392 12:32 ق.ظ

نویسنده : Unknow Person(Emiliyana)XD
ارسال شده در: Season 1 ,
تادا اینم قسمت 24 از خودم هورا سه قسمت دیگه تا آخر این سیزن نمونده

بدویید برید بخونید

من:خوب چجوری؟؟؟
تیا:من میتونم کیریستالارو ذوب کنم
کاترین:چرا مجبورم میکنی زایت کنم اینا الماسن قبل ذوب شدن اینا خودمون ذوب میشیم
جیل:خوب دوباره موندیم الاف و بیکار امی چیکار میکنی
من:اگه بتونم توش آب بربزم اون میترکه
دایانا:و خوردهاشم مارو ناکت میکنه
من سریع دورشون یه محافظ یخی درست کردم و گفتم:پس این سپر یخی به چه دردی میخوره
من به کارم ادامه دادم تا الماسا منفجر شدن
سربع رفتیم تا نادینو پیدا کنیم ولی وقتی که رسیدیم اون کل آدمای تو مدرسمونو زندانی کرده بود
تیا:نه چطور ممکنه که تو
نادین:ها ها ها دختر کوچولو تو و دوستات باید آماده مرگ باشید
من:آتیش،تاریکی،تغییر شکل،قبل از اینم این نیروها رو دیدم نمیتونن انقدر قوی باشن مگر این که
بعد یهو بلند داد زدم:اولین متعادل کنندس بدون اون اونا نمیتونن متحد بشن
تیا:خوب تو تاحالا با نیروی خاکستر سروکار داشتی
جیل:بچه ها دایانا میتونه اولینو ازشون جدا کنه خاکستر تو باد پخش میشه
دایانا:فکرت عالیه تو نابقه ای
دایانا دست به کارشد گرد بادای وحشدناکیو درست میکرد و میفرستاد سمت نادین ولی اون از همشون در میرفت
تینا و کاترینم دست به کار شدن تینا حواس نادینو پرت کرد کاترینم یه جادویی بش زد که اسلوموشن(صحنه آهسته)شد وبعد دایانا تونست که بزنه و اونا روخش کنه با این کار هیولاهام ازبین رفتن لی تا ما بفهمیم که چه خبره اونا تینا غیبش زد
مام که نمیدونستیم چه خبره دنبال تینا گشتیم و گشتیم و گشتیم تمام روزو ولی اثری ازش نبود که نبود
غروب وقتی برگشتیم تو اتاق تینا رو مبل دراز کشیده بود وقتی که مارو دید خیلی بیتفاوت رفت تو اتاقش و درو بست
من فکر کردم ناراحته واسه همین رفتم که از دلش در بیارم در زدم اجازه گرفتم و رفتم تو
من:تینا حالت خوبه
تینا:اوه آره خوبم
من:ناراحتی چیزی شده
تینا:اوه نه فقط خستم
من:باشه چیزی نمیخای
تینا لبخند مرموذی زد و گفت:چرا نابودی تورو
منو پرت کرد به سمت دیوار دیوار شست و من پرت شدم تو سالن
تیا:چه خبره
من:نمیدونم فکر کنم درین
یهو درین از اتاق تینا اومد بیرون:که خودمو جای دوستما جا زده باشم خوب کاملا درسته
سارا:تینا کجاست چیکارش کردین
درین:تو قلعه دیکانت اونجا میبینمتون البته اگه بخاین دوستتونو ببینید.خداحافظ بازنده ها
دایانا:بریم دنبالش
جیل:هیچ پریی نمیتونه اونجا تبدبل شه
کاترین:حالا چه غلتی بکنیم
تیا:تازه امروز یه خورشید گرفتگی طولانی میشه حالا باید چیکار کنیم
من:نمیشه که تینا رو ول کنیم
تیا:پس میریم دنبالش چه با نیرو چه بی نیرو
جیل:بریم پس
یهو یک راس دیوید جلوم سبز شد
دیوید:مام میایم
سرمو برگردوندم دیدم که همه پسرا اومد کمک خوب مام راه افتادیم تاجایی که شد کاترین مارو برد بقیه راهم پیاده رفتیم تا
به دم در اون کاخ تلسم شده رسیدیم
من:درو بازکردم و یهو

خوب بسه دیگه باقیش با دایانا



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: شنبه 5 تیر 1395 11:07 ق.ظ