تبلیغات
SpashelixClub - 1-21(یک عشق نهفته)

1-21(یک عشق نهفته)

دوشنبه 29 مهر 1392 09:34 ب.ظ

نویسنده : Unknow Person(Emiliyana)XD
ارسال شده در: Season 1 ,


سلام چطورین

اینم قمست بیست و یکم

تیا همونیه که میخواستی 

خودمونیما پن شیش قسمت تا آخر این سیزن نمونده هورا هورا هورا 

خود برید دیگه ادامه


 



من:آی آی سر..سرم آ..آ..یی ها اِ دیو..ید تو...اینجا چی کا..ار میکنی

 

دیوید:خسبم میومد که سارا زنگ زد گفت بیام مراقب تو باشم البته چون من خسبم میومد نایجلم باهام اومد داره واست شام درست میکنه

 

من:هه هه هه از نایجل اینجور کارا بعیده

 

دیوید:کجاش بعیده کاری مونده این بدبخت بیچاره واست نکرده باشه

 

من:نه فقط همین یکی مونده بود که اینم انجام داد

 

نایجل:کلا من بدبخت همیشه

 

یه هو دیوید پرید وسط حرفش:بدبخت بیچاره

 

نایجل:باشه من بدبخت بیچاره در کل همیشه مظلوم واقع میشم

 

دیوید:آخر عاقبت کسی که عاشق امیلی شه همینه عزیزم

 

من:دیوید میشه لطف کنی بری دنبال بقیه چون تا هزار سال آینده بر نمیگردن

 

دیوید:نه تو که خوب شدی کیتم تو سیم سوت ثانیه برشون میگردونه

 

من:اهم آقای   عقل کل اونا که نمیدونن من خوب شدم

 

دیوید:باشه بای بای مامانی

 

من:پسره لوس برو گم شو تا با لنگه کفش سوسکت نکردم

 

دیوید:کمممممممممممک الفرااااااااار

 

نایجل:هه هه هه خودمونیما جز تو هیچکس نمیتونه دیویدو مجبور کنه

 

من:اون که معلومه آخه من تنها کسی هستم که تهدیداش جدیه ولی

 

نایجل:ولی چی

 

من:تو تنها کسی هستی که نمیترسی.چرا؟؟؟

 

نایجل:ام خوب نمیدونم

 

من:فکر کردن داره از بس پرویی

 

نایجل:هه هه هه

یهو دویید طرف آشپزخونه:وای پیتزا سوخت

 

من:هه هه هه مسخره

 

نایجل:آیییییییییی

 

رفتم آشپزخونه ببینم چی شده

من:خوبی چی شده اوخ اوخ دستشو آخه تو داشتی چیکار میکردی این چه بلاییه سر خودت آوردی پسره مسخره جای مسخره بازی یکم حواستو جم کن

 

نایجل:الان تو نگران منی؟؟؟جدا؟؟؟

 

من:بزنم تو سرت اینجا جز تو کس دیگه ایم هست؟!

 

نایجل:من گفتم شاید هست آخه تاحالا اینجوری ندیده بودمت

 

من:دیوونه انقدر دستتو تکون نده بزار ببندمش ..... خیلی درد میکنه

 

نایجل:احیانآ شاخی چیزی رو سر من سبز نشده

 

من:هنوز که نه بعدا شاید

 

دستشو بستم خواستم برم براش مسکن بیارم ولی همچین که بلند شدم سرم خورد به بالای اپن

 

من:آیی سرم

 

نایجل:من شاخ در نیاوردم ولی مثه این که تو در آوردی

 

راستم میگفت سرم باد کرده بود واسه همین اول خودم دوتا مسکنو نوش جان کردم بعد دوتام بردم واسه نایجل

 

نایجل:حالا دست منو سر تو هیچی شامو چیکار کنیم

 

من:چمیدونم

 

نایجل:چمدونی من فکر کردم کیفی

 

من:نمکدون ولی واقعا چیکار کنیم

 

نایجل:یافتم برو بشین منم سه سوته واست چیپسانیا درست میکنم

 

من:هه هه هه غذای من درآوردی نیک و دایانا

 

نایجل:سریع راحت مطمعن

 

من:مگه میخای ماشین بفروشی

 

نایجل:نه میخام یه شام با سرعت بوگاتی درست کنم

 

جفتمون زدیم زیر خنده،چی میشد همیشه اوضاع همین طوری بود

 

نایجل:به چی فکر میکنی

 

من:هیچی یاد بچگیامون افتادم

 

نایجل:حرفشو نزن وگرنه دوباره شام میسوزه

 

من:باشه باشه انگار داری تو یه رستوران پنج ستاره آشپزی میکنی

 

نایجل:دوست دارم

 

من:وای دوباره،اه چاره چیه تا ابد که نمیتونم پا در هوا نگهت دارم

 

یه خورده واستادم،بدجور با تعجب نگام میکرد،انگار نمیدونست قراره چی بشه،ترسیده بود،از من،اونم واسه اولین بار!!!

 

من:منم دوست دارم

 

یه لحضه نفهمیدم چی شد،ولی فک کنم نایجل با سرعت دور کل مجیکس رو دویید

 

نایجل:جون من

 

من:اگه میخای دوباره اون جوری بدویی

 

نایجل:نه من سنگ تو بگو جدی

 

من:به قیافم میاد شوخی داشته باشم

 

نایجل:هووووووووووووووورااااااااااااااااااااااا

 

من:دوباره شامت سووووووووووووووخت

 

نایجل:واااااای نجاتش دادم

 

من:خوبه،من گشنمه.قصد شام خوردن ندارید

 

خوب دیگه شام خوردیم بعدشم یه فیلم ترسناک دیدیم معمولا دخترا اینجور موقه ها میپرن بغل دوست پسراشون ولی آخه من که از چیزی نمیترسم نایجل از ترس پرید بغل من!!!

 

هیچی دیگه همون جا رو مبل خابمون برد صبح که پاشدم بچه ها تازه رسیده بودن منم تو خواب نایجلو شوت کرده بودم رو زمین

 

پایانینو




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: شنبه 5 تیر 1395 11:08 ق.ظ