تبلیغات
SpashelixClub - 1-14(نجات تاریخ)

1-14(نجات تاریخ)

یکشنبه 31 شهریور 1392 10:54 ق.ظ

نویسنده : Unknow Person(Emiliyana)XD
ارسال شده در: Season 1 ,


برید ادامه که کاترین خرابکاریها کرده

 

دو ماه بعد از اون اتفاقات

من:راستی کاترین با اونا چیکار کردی

دایانا:چتو مگه

سارا:چرا میپرسی

من:آخه دو ماهه که مزاحم نشدن

کاترین:نگرانشونی نترس تو زمان دایناسورا بهشون بد نمیگزره

من:چی تو دیوونه ای میدونی ممکنه تاریخ عوض شه

کاترین:بس کن تو زمان دایناسورا چی رو میخان عوض کنن؟

من:هیچی رو اگه دوباره اشتباه کرده باشی چی

یهو متوجه تیا و جیل شدیم اون دوتا داشتن غیب میشدن

جیل:کمک من دارم نابود میشم

من:بفرما منظورم همین بود

کاترین:من من متاسفم

سارا:این حرفا فایده نداره باید بریم و درستش کنیم

پس منو سارا و کاترینو تینا و دایانا رفتیم به زمان دایناسورا تا پیداشون کنیم ولی نتونستیم

من:کیت تو اونا رو کجا فرستادی

کاترین:فک کنم 20سال قبل

دایانا:تو همیشه ریاضیت همین قدر خوبه 20سال جای 200میلیون سال!!!

من:اینجوری که فایده نداره بریم بیست سال قبل از زمان خودمون

دوباره حرکت تو زمان شروع شد من که بد جور سرگیجه گرفته بودم حتی خود کاترین ولی دایانا داشت واسه خودش حال میکردا بالاخره رسیدیم هورا چرخوفلک زمانی تموم شد

کاترین:باید اونا رو اینجا فرستاده بودم

من:ما کجاییم

سارا:اون خونه جیل و تیا نیست

دایانا:کاترین خیلی خری

کاترین:چی گفتی

من:بسه خفه شید بریم ببینیم چی شده

رفتیم دم در و در زدیم

من:خانوم راشل  ببخشید کسی هست

یهو نادین درو باز کرد:منتظرتون بودیم

وای نه اونا مادر جیلوتیا رو قبل از این که اونا بدنیا بیان کشته بودن حالا چی میشه یعنی اونارو نه نه محاله باید یه راهی باشه

نادین:راستش یه راهی هس

سارا:من کمکش میکنم من میتونم

آیلین:آخی دختره احمق نمیتونی گوش کن امیلی تو میدونی اون راه حل چیه

اولین:راستش اون دوتا راه حل

درین:یک کاترین باید نیروشو به ما بده

نادین:و دو

من:هیچی نگو میدونم دومی چیه و میتونم انجامش بدم بچه ها حساب اینا رو برسید

من پلاکمو از گردنم در آوردم اونو روی قلب راشل(مامان جیل وتیا)گذاشتم و داد زدم:حالا

یه لحضه انگار همه متوقف شدن من یه روح جلوم دیدم بهم گفت:مطمعنی

من:بعله کاملا

اون روح:و چرا

من:زندگی سه نفر از من یه نفر مهمتره

ویهو من چارمیکسمو گرفتم

و بعدش عملیات انجام شد من زندگیمو به مامان جیل و تیا دادم وخودم تو یه قالب یخ منجمد شدم و بعد اون قالب یخ غیب شد

 

پایان

و بقیشم با تیا

منو مرده ول نکنیدا


دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: شنبه 5 تیر 1395 12:45 ب.ظ