تبلیغات
SpashelixClub - 1-09(من جیل هستم)

1-09(من جیل هستم)

دوشنبه 25 شهریور 1392 05:16 ب.ظ

نویسنده : Unknow Person(Emiliyana)XD
ارسال شده در: Season 1 ,


سیزن یک قسمت نهم(من جیل هستم)

من امیلیم این قسمت از زبون خودمه

برید بخونید ببینید باید با این جیل چه کرد

راستی تیا جان قسمت بعد با تو


تیا:امیلی حال جیل چطوره

من:بد نیست ولی فک کنم فراموشی گرفته

سارا:آروم بزارید بخوابه

کاترین:حالا با این آلزایمر جیل چه کنیم

من:کاترین جان

کاترین:جانم

من:خفه شو

بقیه رفتنو خوابیدن منم تا صبح بالا سر جیل موندم تا اگه بیدار شد تنها نباشه و یکی باشه که بتونه کمکش کنه

صب شده بود که من یهو با صدای اه و ناله ی جیل بیدار شدم

من:ببینم جیل خوبی

جیل:من کجام من کیم من فقط دیشبو یادمه اونا کی بودن تو کی هستی اصاً من کیم

من:جیل:ماها دوستاتیم تو هم جیلی چیزی یادت نمیاد

کاترین:امی بجنب کلاسمون داره شروع میشه ها

من:بر کاترین معرکه لعنت

سارا:منظورش اینه که تو الان خرمگس معرکه ای

من:اوه راستی تیا تو حالت خوبه

تیا آره من فقط بیهوش شده بودم خوبم جیل توخوبی

جیل تو کی هستی

تیا:من تیام،تاتیا خواهرت منو یادت نیس

جیل:چی تو من یادم نمیاد

من:شماها برید من پیش جیل وتینا میمونم

جیل:من تینا رو یادمه ولی دیگه هیچی

من:تو خودتو یادت نیس بعد تینا رو یادته بابا ایول چه الزایمر باحالی

بقیه رفتن منم صبونه جیل و تینا رو واسشون آوردم بعد یه گوشه نشستم گیتار مشکی گوشه اتاقو برداشتم و شروع کردم به زدن آهنگی که امسال تابستون منو جیل باهم نوشته بودیم آهنگی که با ارزش ترین یادگاری دنیا واسه من بود

جیل:آیی

من:جیل جیل خوبی

جیل:من جیل هستم و حالا همه رو بخواتر میارم

من:اوه جیل

ومحکم بقلش کردم

 

پایان

ببخشید هم بد بود و هم کم ولی خوب همین از دست من برمیومد




دیدگاه ها : نظرات واسه جیل
آخرین ویرایش: شنبه 5 تیر 1395 12:28 ب.ظ