تبلیغات
SpashelixClub - 1-08(فراموشی)

1-08(فراموشی)

یکشنبه 24 شهریور 1392 04:28 ب.ظ

نویسنده : Jill The Angel Of The Moon&Stars
ارسال شده در: Season 1 ,

اینم قسمت هشت
از زبون من یعنی جیل

من تینارو با كمك امیلی بلند كردم گذاشتم روی تختم 

شب بود پس مجبور شدم روی كناپه بخوابم

ولی چشامو باز كردم یك نوری چشامو به درد اورد

من:من كجام؟؟؟

امیلی با گریه:چیزی نیست جیل حالت خوب میشه

نگاه كردم به خودم می خواستم جیغ بكشم ولی نمی تونستم

سر تا پا زخمی بودم یعنی این زخم ها از كجا اومده؟؟؟

كه متوجه تخت تیا شدم كه بغلم بود اونم زخمی بود

ماتم برده بود یعنی چی؟؟؟

من:چی شده امیلی جون سارا بگو

امیلی:ستاره ی دنباله دار دیگه ای به سمتت فرستادند و به تو خورد تیا هم از خواب بلند شده بود كه كمكت كنه دشمنامون یك گلوله ی قدرتی به سمتش پرت كردن ما هم موقعی از خواب بیدار شدیم كه بدن هر دوتاتون سرد بود مخصوصا تو ولی توی اینجا دوباره نبضت زد و تیا هم چند دقیقه بعدش

من:آه سرم یادم اومد ستاره،درگیری آی

امیلی:جییییل

چند دقیقه بعد

من:من کیم اینجا کجاست

سارا:ببینم حالت خوبه

من:آی من کیم تو کی هستی اینجا کجاست اینا کین چه بلایی سرم آوردین

کاترین:جیل چی داری میگی چت شده

من:از من دور شو چه بلایی سرم آوردین ازم دورشین

امیلی:جیل منو یادت نیست من امیلیم من دوستتم

من:ازمن دور شو شماها دیوونه اید میخاید منو بکشید آیی

امیلی:حالت خوبه تکون نخور بدجور زخمی شدی نباید حرکت کنی

من:می کیم شماها کی هستید

امیلی:جیل ببینم منو یادت نمیاد منو تیارو

من:جیل کیه دیگه اینایی که میگی کین

املی:ماهارو یادت نمیاد سارارو اشلیو

من:آیی سرم

امیلی:اشلیو یادته مگه نه

جیل:نه فک نکنم

کاترین:میشه بفرمایید اصآً چی یادتونه

جیل:یه چیز نورانی خورد به من ومنم بیهوش شدم و دیگه هیچی

کاترین:خسته نباشید آلزایمر گرفتیا

امیلی(با داد):کاترین خفه شو(بعد لحن صداش آروم شد)جیل تو بهتره که بخوابی و استراحت کنی

من:باشه(وبعد خابیدم)

 

فینیشین


دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: شنبه 5 تیر 1395 12:28 ب.ظ