تبلیغات
SpashelixClub - 1-13(پرنسس تینا)

1-13(پرنسس تینا)

شنبه 30 شهریور 1392 09:59 ب.ظ

نویسنده : Tina The Angel Of The Dream&Fiction
ارسال شده در: Season 1 ,

سلام

تو اسپشلیکس کلاب من پرنسس تینا هستم

خوب این قسمت با منه

برید ادامه



فردا صبح وقتی که پاشدم

دیدم کلی ستاره جلوی چشمامن اومدم بگیرمشون دیدم نمیشه انقدر دنبال ستاره ی بدبخت کردم که محکم افتادم رو جیل

جیل : آآآی !

من : آخ معذرت می خوام . ببخشید جیل

جیل : خواهش می کنم . راستی پاشو بریم صبحونه بخوریم

من: باشه

رفتیم سر میز صبحونه دیدیم هیچی نیست

جیل : حتما بقیه خوابن بزار ما صبحونه رو درست کنیم

من : ولی من بلد نیستم کاری بکنم . آخه چون پرنسسم تا حالا صبحونه آماده نکردم

جیل : اشکال نداره من بهت یاد می دم

من : باشه

من و جیل شروع کردیم به درست کردن نیمرو

امیلی : بچه ها دارید چی کار می کنید ؟؟

من : هیچی داریم صبحونه درست می کنیم

امیلی : جیییییل مگه یادت نیست که 1شنبه ها خودشون بهمون غذا میدن ؟؟؟

جیل : ای وای نهه

من : اکشال نداره

سارا : خوب دیگه آشپزی بسه بیاید بریم کلاس

کاترین : چشم قربان

امیلی : کاترین یه چیز بهت می گم ها !؟

تیا : بس کنید دیگه بیاید بریم

تو راه کلاس بودیم که یهو باسیک کلاب جلومون سبز شدن

امیلی : شماها از جونتون سیر شدید که هی جلوی ما سبز میشید ؟

نادین : بهتره بگی ما از جونمون سیر شدیم که هی با شما رقابت می کنیم

سارا : مجبورمون نکن که خانوم فاراگوندا رو صدا بزنم

نادین : هاهاها اون که واسه ما هیچی نیست

تیا : بچه ها جنگ رو شروع کنید " مجیک اسپشلیکس "

تیا :

سارا :


امیلی :

کاترین :

جیل :

undefined
و دایانا


http://8pic.ir/images/5ysb7netofx9aiazq81d.png
امیلی : تو چرا تبدیل نمیشی؟

من : نمی تونم

امیلی : چرا ؟

چون : عضو گروهتون نیستم

امیلی : خوب از الان عضو گروه مایی

من : باشه " مجیک اسپشلیکس کلاب "

من :



نادین : اوه اوه پرنسس خانوم نمی دونستم شما هم عضو این گروه بی مصرف هستین . شما لیاقتتون بالاتره

من ( با عصبانیت ) : یعنی می خوای عضو گروه گند تو باشم ؟ عمرا

بعد یه گلوله ای زدم طرفشون که همه شون گرفتن خوابیدن و رفتن تو رویا

کاترین هم تبدیل به چارمیکسش شد و اونا رو فرستاد به زمان دایناسور ها

هیچی دیگه بعدش رفتیم کلاس رو و غرغر خانوم فاراگوندا رو شندیدیم که چرا دیر اومدیم

بعد در حال اومدن بودیم که سارا گفت : تینا با امیلی چی پچ پچ می کردی ؟

من : هیچی فقط امیلی منو هم عضو کروهتون کرد

سارا : واقعا ؟

من : آره


خوب دیگه تموم شد

ببخشید کم بود و افتضاح

بابای



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: پنجشنبه 24 تیر 1395 10:31 ب.ظ