تبلیغات
SpashelixClub - 1-23(حمله نادین)

1-23(حمله نادین)

پنجشنبه 2 آبان 1392 09:41 ب.ظ

نویسنده : Sarah The Angel Of The Life&Nature
ارسال شده در: Season 1 ,


سلام سلام زود باشین

برین ادامه میخوام بگم نقشه چیه

امیلی:سارا بگو ببینم نقشت چیه؟

من:باشه میگم ما باید به مخفیگاهشون بریم و اونا رو نابود کنیم

تیا:زحمت کشیدی..اینو که خودمون میدونیم چیکار کنیم که نابودشن؟

من:امممم...به نظرم بهتره هم زمان و گروهی کار انجام بدیم

تیا:خوبهههههههه

جیل:بهتره بریم و بهشون درسی بدیم

همه راه میافتیم که به مخفی گاه باسیک کلاب بریم....تقریبا نصفه ی راه رو گذرونده بودیم که ناگهان بایه صحنه ای مواجه میشیم...

جیل:اونا دیگه...

امیلی دنباله ی حرف جیل رو میگیره

امیلی:چی اند...

تینا:هرچی هستن خیلی زشتن

تیا:حتما اونا برگشتن تا انتقام بگیرن

کاترین:به این زودی؟

من:احتمالش هست اونا قدرتاشونو باهم یکی کرده باشن و این هیولاها رو به وجوداورده باشن

امیلی:ولی چطوری..اخه؟

تیا:اونطوری

افراد باسیک کلاب باهم جمع شده بودند و داخل نادین رفته بودن.اینجوری قدرت اونم زیادتر شده بود

نادین:حالا می بینید که چه بلایی سرتون میارم بی مصرف ها

امیلی:به همین خیال باش

جیل:گفتم برمی گرده ها گوش نکردین

امیلی:بچه ها حاضرین؟

همه:اره..مجیک اسپشلیکس

همه تبدیل میشیم

ما همگی بانادین و اون هیولاهای زشتش میجنگیم..و البته فعلا نتونستیم نقشمونو اجرا کنیم..و سرگرم جنگ بانادین هستیم...کم کم داشت خستمون میشد و نادین داشت شکستمون می داد..نادین هم از خستگی ماسواستفاده کرد و بایه حرکت همون رو پرت کرد

امیلی:من دیگه نم....

و از حال می ره

(و بقیه بچه ها هم  دیگه نمی تونن ازجاشون حرکت کنن اما من....

من:دیگه بسه نادین...بسه..با این کارات به چی میخوای برسی..

نادین:یعنی نمی دونی؟هه هه هه

سارا:بخند...من همیشه ازدوستام دفاع میکنممممممم


و ناگهان چارمیکسشو بدست میارم(و البته یه نشان کوچولو دیگه)


من:من...من ..... من تونستم چارمیکسمو بدست بیارممممممم

و با قدرتم هیولاها رو نابود میکنم

نادین:هه کور خوندی

من:چی؟؟

نادین:این هیولاهای من نابودنشدنی نیستن هرچی بکشیشون بیشترمیشن

من:من چی کار کردم!!!خدای من!!

نادین:تو با این کارت جون همه رو به خطر انداختی دختره احمق

من:(با گریه)نههههههه

امیلی:نههه نادین..اون ماکمکش میکنیم

نادین:از سرراهم برید کنارررررر

بایه حرکت من و امیلی رو پرت میکنه

سارا:نهه امیلی

امیلی:من خوبم

نادین:هه هه هه همونجا بمونید و بپوسید

امیلی:من نمی زارم..(بلند میشه و صورتش میخوره به یه جایی)اخ

امیلی:ایی سرم نههه اون دورمون حفاظ کریستالی درست کرده نههه

تینا:حال چه جوری جولوشو بگیریم

جیل:نمیدونم

امیلی:باید راهییی باشه

تیا:من میدونم

ادامهههههه دارد

ببخشید اگه کم بود




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: شنبه 5 تیر 1395 12:07 ب.ظ