تبلیغات
SpashelixClub - 2-14(عشق دروغی)

2-14(عشق دروغی)

جمعه 29 فروردین 1393 05:42 ب.ظ

نویسنده : Melodie The Angel Of The Music&Soand
ارسال شده در: Season 2 ,



مبارکه قسمت جدید




ادامه




بعله دیگه

انچانتپلش جون ما رو نجات داد

و بعد از درگیری سخت ما نجات پیدا کردیم

و اون جادوگر های بیریخت ناپدید شدند

میخواستیم برگردیم بچه ها دیچه رو باز کردن ول من تصمیم گرفتم تنهایی برم تا حالم بهتر بشه

تمام قلعه رو گشتم وقتی رسیدم جلوی در

یه قیافه ی اشنا دیدم اومد نزدیک اره خود نامردش بود زدم زیر گریه و داد زدم:

جک تو این جوری نبودی نه تو به اجبار این کارو کردی مگه نه؟

سرش رو به چپ و راست تکون داد و گفت:نه از همون موقع که اومدم دروغ گفتم

بهت گفتم واسه یاد گرفتن مبارزه اودم و تو نفهمیدی که چه جوری بدون قدرت اودم اون جا

اون روز برنامه ریزی شده اومدم سر راهت تو قبلش معجون عشق خورده بودی

برای  همین عاشقم شدی و به طریقی صحنه سازی شد که ما همدیگر رو میشناختیم در صورتی که

تو تا حالا منو ندیده بودی اون روز وقتی قدرت نداشتی عشق نبود که نیروت رو برگردوند

ایلین بود من سرتونو گرم کردم و اون در رفت و برای این که تو نفهمی اون اتفاق جادویی افتاد

تا همتون ذوق کنید و وقتی اون کاملا از محیط خارج شد بفهمید تو خیلی احمقی

حالا هم قدرتتو هم جونتو ازت میگیرم

بعد به صورت شیطانی خندید راست میگفت من الان دیگه عاشقش نبودم داشتم واسه احمقیم غصه

میخوردم که با شمشیرش بالم پاره شد اومد ضربه ی بعد رو بزنه که یکدفعه احساس کردم از زمین بلند شدم



بعد از چند لحظه چشمام رو باز کردم پیش بچه ها بودم

امیلی: وای ملودی زنده ای اون پسره بالتو قطع کرد واقعا متاسفم حالت خوبه؟

بعد پسری رو بهم نشون داد و گفت:

این رومئو هست از دوستای دویده

فرستادیمش دنبالت اونم تو رو اورد

خدا لعنت کنه جک رو ببین به  چه روزی افتادی

خانم فاراگوندا گفت باید تمرین پرواز کنی به بالات دارو زدیم بهتری:

من:اره بهترم دیگه تا اخر عمر عاشق نمیشم

سارا:عاشق شدن که بد نیست تو موردت بد بوده

و  این گونه من برای اولین بار شکست عشقی خوردم







مرسی بای








دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: شنبه 5 تیر 1395 12:32 ب.ظ