تبلیغات
SpashelixClub - 1-18(معمای تازه)

1-18(معمای تازه)

شنبه 6 مهر 1392 04:56 ب.ظ

نویسنده : Catherine The Angel Of The Time&Side
ارسال شده در: Season 1 ,

برای دیدن داستان بروید به ادامه مطلب


من:واستا آروم کوچولو

تیا:این کوچولو جون من دایناسور 600متریو میگه کوچولو

من:سوار شین

تیا:ما تو رو این غول تشن

من:خوب دیگه من رابتم با حیوونا خوبه

تیا:آخه دایناسور خدایا وا اینا کجان رفتن

دایانا:پخ

تیا:الاق سکته کردم

امیلی:تیا به کاترین بگو اینا رو ساکت کنه زود راه بیوفتید

تیا:باشه بچه ها ساکت راه بیوفتیم بچه ها

من:با اجازه:ساکت

ولی فایده نداشت که نداشت

یهو سارا داد زد:با شماهام خفه شید

و یکهو سکوت عجیبی همه جا را فرا گرفت

وبعد همه زدیم زیر خنده سوار دایناسورا شدیم و راه افتادیم

جیل:وای نه

باسک کلاب حمله کرده بود من سریع داد زدم:بازگشت به حال

هممون تو جنگلای اطراف آلفه آ ضاهر شدیم

ما:مجیک اسپشلیکس

وتبدیل شدیم

نادین:دلتون واسم تنگ شده بود

دایانا:خفه شو

دستاشو آورد بالا و محکم کوبید به زمین یهویی زمین زیر پای اونا شروع به ریختن کرد

من:واو عجب چیز باحالی

دایانا:دستشو بحالت ایست نگه داشت

تیا:چتوریباید امیلیو از این حالت در آورد

امیلی:اینا نمیدونن

سارا:تو میدونی؟

امیلی:باید کیریستال منو دباره فعال کنید این کیریستال نصفس تا کامل نشه من همین طوریم

 

پایان

و قسمت بعدم با دایانا




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: شنبه 5 تیر 1395 11:12 ق.ظ