تبلیغات
SpashelixClub - 1-07(انگشتر جادویی)

1-07(انگشتر جادویی)

جمعه 22 شهریور 1392 06:54 ب.ظ

نویسنده : Unknow Person(Emiliyana)XD
ارسال شده در: Season 1 ,

 

سلام ببخشید گزاشتن این این قسمت طول کشید آخه این قسمت با سارا بود ولی اون مشکل داشت نمیتونست بنویسه حالا برو ادامه از زبان سارا

 راستی قسمت بعد با جیل




من:هی اینجا چه خبره

تیا:دشمنامون میخان جیلو نابود کنن با یه ستاره دنباله دار

من:آخه چرا

امیلی:مث اینکه جیل یه انرژی خیلی زیادی داره میخان انو بگیرن

من:خوب جیل تو نمیتونی اون ستاره رو کنترول کنی

جیل:نه من قدرتم اون قدری نیست که بتونم

یه هو متوجه امیلی شدم که موزیانه به کاترین نگاه میکردو میخندید

کاترین:امی اونجوری نگام نکن جون من جون سارا امی خاهش جون دیوید من میترسم اونجوری نگام نکن قول میدم دیگه رو مخ کسی نرم امی

امیلی(با لحن موزیانه):دارم فکر میکنم اون حلقه تو دستت به چه دردی میخوره

کاترینم موزیانه خندید بعد یه احترام نظامی به امیلی گذاشت و گفت:

چشم قربان اطاعت میشه

تیا:شما دوتا میخاین چیکار کنید

کاترین حلقشو درآورد(یه انگشتر نقره ای با یه کریستال سبز وستش)اونو انداخت بالا و یه بشکن زد اگشتره مث یه مار دور دستش پیچید و تا شونش بالا رفت و بعد نگینای سبزش روشن شدن ماها دهنمون باز مونده بود

کاترین:مقصد

امیلی:صحرای کالین

کاترین:تو اتاق خودشون بهتر نیست

امیلی:تو اون مدرسه افراد بیگناه زیادی هستن نمیخام اونا آسیب ببینن

و اینجوی بود که کاترین دریچه رو دور سالنمون کشید تا در امان باشیم

ستاره اومد خورد به دریچه و ترکید ولی یه چیزی به طرف ما پرت شد و مستقیم افتاد رو امیلی


جیل:اون یه دختره ظاهرن هم سنوسال ماست

امیلی:اون داره میمیره

من:بزار کمکش کنم

تیا:اون داره بهوش میاد

دختره:من کجام شماها کی هستید

جیل:تو کی هستی

دختره:من تینام پرنسس سرزمین دریما

جیل:چی دریما همون سرزمین رویاها یعنی واقعاً اهل اونجایی

تینا:اوه آره داشتم میرفتم مدرسه آلفه آ که گیر 4تا جادوگر افتادم اونام چون نتونستن نیرومو بگیرن منو زندانی کردن دیگه کجاشو یادم نیس من الان کجام

امیلی:تو آلفه آ

کاترین:و البته رو امیلی

تینا:اوه ببخشید

من:خیلی حرف نزن بهتره استراحت کنی

امیلی:جیل بیا ببریمش رو تخت من بخابه

 

پایان




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: شنبه 5 تیر 1395 01:11 ب.ظ