تبلیغات
SpashelixClub - 2-28(تله توهم)

2-28(تله توهم)

دوشنبه 27 اردیبهشت 1395 02:00 ب.ظ

نویسنده : Unknow Person(Emiliyana)XD
ارسال شده در: Season 2 ,



و بالاخره بعد قرن ها
این شما و این قسمت 28
خیلی طول کشید تا بیاد ولی اومد
....
دوستان این آخرین پست وب تا پایان امتحاناته
پس بدرود تا حدودا یه ماه دیگه
من تا 31 اردیبهشت هستم بعد اف میشم تا 12 خرداد
تا ببینیم بعدش چی میشه
برین داستانو بخونین
قسمت بعدم خودم مینویسم خیالتون جمع


...................................................................



کاترین:هلن هلن ... هلنی جان خوبی یوهو پاشو دخترجان الان مراسم اهدای مدالا شروع میشه ها عزیزم
ماها همه داشتیم هلنو با نگرانی نگاه میکردیم بیهوش افتاده بد رو زمین و حرکتی نمیکرد دایانا واسه اینگه یکم جو رو سبک کنه به شوخی گفت:خوابه اونم با چش باز بابا ایوووووووووووووووووووووووووووووول
من با عصبانیت:دایان تمومش کن
دایانا:چشم خانوم ژنرال
کاترین داد زد:تیا آهای دختره خل بیا کمکم دوستتمونو بیدار کنیم
تیا:چی گفتی؟!
جیل:یه دقه این دوستتمونو یعنی چه
کاترین:هیچی یهو پروندم
تیا با نگرانی به صورت هلن میزنه:هلن هلن پاشو بچه ها نگرانن
ملودی با نگرانی گفت:الان یعنی اون میمی............
تینا در مال خونسردی گفت:اون تحت تلسم خوابه
تیا با تعجب پرسید:چی چه تلسمی.........
تینا:خواهر اون نیروی منو داره بعد مسابقه حواسشو پرت کرده و فرار کرده
ماها همه گیج شده بودیم چرا اون باید اینکارو بکنه؟و تازه چرا فرار کنه؟کجا بره؟
من:چرا ... و کجا؟؟؟
تینا:هلنو بیدار کنیم میفهمیم
تینا محکم پشت هلن میزنه؛یه دستشو پشت گردنش میزاره و یه مه خاکستریو از بدن هلن بیرون میاره
هلن:تیا امی خواهرم او اون مرد همش همش اون گفت دوسم حمله
کاترین:دخترجان آرام باش تو این مسابقات که کسی نمیمیره
هلن:چی ولی ....
تیا:من داشتما
تینا:تیــــا ... عزیزم خواهرت تلسمت کرده بوده تا فرار کنه
هلن:ولی آخه ...
جیل:بدویین مراسم داره شروع میشه
تیا:یه دقه بمونین ببینیم هلن چی میگه
من:هلن جان تعریف کن
هلن:راستش خواهرم تو بغلم مرد تو مسابقه بهد بهمون حمله کردن ما فرار کردیم ولی شماها برگشتین دنبال عصاها و بعد ...
کاترین:خب بعدش؟؟؟
هلن:وقتی شماها برگشتید همتون زخمی و داغون بودین خصوصا تو کاترین.شما عصا ها رو بدست آوردین ولی وقتی پیش من رسیدین همتون افتادین و داشتین میمردین که ... بیدارم کردین
من لبخندی بهش زدم و به تینا اشاره کردم:ایشون بیدارتون کرد
هلن به تینا نگاه کرد و گفت:خیلی ممنونم
تینا:خواهش میکنم ولی باشو دیگه باید برین مدالا و جاییزه هاتونو بگیرین
جیل با ذوغ گفت:آخ جون جایزه
کاترین به حالت مسخره کردن گفت:خدایی با این سر و وز؟
تیا با حالتی بی تفوت گفت:خو چشه مگه.میخای با تبدیل انچانت بریم
کاترین با خونسردی جواب داد:اونجوری که ضایع تره اینجا مهمونیه ها مثلا
جیل با نا امیدی گفت:خوب حالا لباس مهمونی از کجا بیاریم؟
سارا با ادامه داد:خدایا ما از کجا باید لباس مهمونی گیر بیاریم؟
ملودی با ناراحتی اضافه کرد:ما اصا باید از کجا میدونستیم اینجا مهمونیه؟
کاترین با لبخندی ملیح گفت:خوب لباس مهمونی با من
و با گفتن این حرف کاترین بشکنی زد و دور جیل،تیا،دایانا،ملودی و هلن رو نورای سفیدی گرفتن و لباساشون تغییر کردن.لبساشون به لباس مهمونیای خیلی نازی تبدیل شده بودن.
کاترین:خوب رضایت داریم
جیل:خیلی نازه دوسش دارم
تیا:واو ... خیلی خوشکله
ملودی:دوسش دارم آبیه مورد علاقمه
هلن:ممنونم خیلی خوبه
کاترین:دایان جان نظر شما چیه
دایانا:میدونی که عاشقشم خیلی باحاله فقط موهارو جا انداختی این مدل موها با این لباسا ... نه نمی خونن
کاترین:میخاستم اول مطمعن شم لباسارو دوس دارین بعد
و کاترین دوباره بشکنی زد و نورای سفید دور موهاشونو گرفتن و بعد از چند دقیقه موهاشون حاضر بود.کاترین دوباره بشکنی زد و بهموهای بچه ها یه سری وسایل تزیینی وصل شد
کاترین:بفرمایید
تیا،جیل،ملودی و دایانا:مرسی
اونا سریع کاترینو بغل میکنن و میرن تو
هلن باخجالت آروم گفت:ببخشید میشه این تاجو از رو سرم بردارین،نمیخام چیزی رو موهام باشه
کاترین با لبخند جواب داد:البته

و بشکنی زد و تاج هلن محو شد و هلن با خوشحالی دنبال بقیه رفت

http://8pic.ir/images/67x8fv0xj3mffo2vlgey.png

تینا با لخند دوسداشتنیش گفت:ما چی کیتی کت؟واسه ما لباس مهمونی درس نمیکنی؟
کاترین با خوشحالی جواب داد:چرا ولی شماها حق اعتراض به هیچ چیزیو ندارین همش به سلیقه خودم
من،تینا و سارا با هم گفتیم: باشه
کاترین یه بشکن زد و لباسامون تغییر رد.لباسامون خیلی خوشکل شده بودن.بعد یه بشکن دیگه زد و لباس خودشم عوض شد.
تینا با خوشحالی دوید و کاترینو بغل کرد:وایی خیلی نازه دوسش دارم خیلی ممنونم خیلی نازه
منو و سارا به هم نگاه میکنیم و بعد ماهم کاترینو بغل میکیم
کاترین:یه دقه ... یه دقه... موهامون مونده
و دوباره بشکنی میزنه تا موهامون درست شه و دوباره یه بشکل دیگه میزه تا موهامون تزیین شه و یه بشکن دیگه میزنه تا موهای خودشم درس شه:

http://8pic.ir/images/cd96cvtfhnycfc05n2fr.png

کاترین:خوب بریم دیگه
تینا:چیزی رو موهات نمیزاری
کاترین:نمیخاد همینجوری خوبه
سارا با شیطنت میگه:نمیشه بزار یه گل روش بزارم
کاترین سریع جواب میده:نه مدلش خراب میشه
سارا باخنده:باشه باشه ببخشید
من:بریم دیگه بدویید.الان مراسم شروع میشه بهش نمیرسیما
و ما با هم به طرف سالن جشن حرکت میکنیم
.....





دیدگاه ها : چطور بود
آخرین ویرایش: شنبه 5 تیر 1395 10:59 ق.ظ