تبلیغات
SpashelixClub - 2-22(راه نجات؟؟؟)

2-22(راه نجات؟؟؟)

سه شنبه 14 مرداد 1393 10:00 ب.ظ

نویسنده : Unknow Person(Emiliyana)XD
ارسال شده در: Season 2 ,

سلام بعد مدت ها اومدم دارم مینویسم
الان ذوق مرگم یعنی
خوب برین ادامه
نه نرین  قبلش باید یه طوضیح مختصری بدم
این قسمت از زبون خودم نیست
چون که ماها که تو جزیره بارباراییم
الان میگین پس از زبون کیه
از زبون جمعیت اسکلیونه سوم شخصیونه
ببینیم این پسرای اسکل میتونن تینارو نجات بدن یاخیر
خوب دیگه سخن رانیم تموم شد
لطفا تشریفتونو بفرمایید ادامه با داستان در خدمتتون باشیم


مارتین:ا....ال...الو

دیوید:هوی کره خر معلو تو کودوم گوری تشریف داری لشتو(قربان ادب)

مارتین:دیو الان وقت مسخره بازی نیست یه مشکل جدی پیش اومده

دیوید:نکنه دوباره زدی همه چیو ذوب کردی چقدر بهت گفتم هی الکی

مارتین(با حق حق):خفشه شو و فقط گوش بده

دیوید:نایجل بیا ببین من تب دارم

نایجل دستشو گذاشت رو پیشونی دیوید و گفت:نه چتو مگه

دیوید:آخه توهم زدم مارتین داره جدی صحبت میکنه

مارتین(با داد):دیوید

نایجل:گوشیو بده من الو

مارتین:نایجل از طرف من دیویدو بکش

نایجل:چرا انقد قاطی کردی چی شده

مارتین(با گریه):تینا تینا

نایجل:خوب تینا چی

مارتین:نمیدونم چش شده انگار که مرده همه میگن مرده ولی ن..ن...نمی...می...نمیت....

نایجل:باشه گرفتم بگو کجایین

مارتین:دی..دیریما

نایجل:باشه الان خودمونو میرسونیم

بعد رو به بقیه بچه ها کردو گفت:زودتر بلشین حاضر شین لش ببریم بکمکیم

همه سریع حاضر شدن و به طرف دریما راه افتادن

 

اشلی:حالا مگه چی شده بازم مارتین زده همه جارو ذوب کرده

نایجل:نه تینارو یادتونه

ماروین:همون سارا

نایجل:ظاهرا مرده

دیوید:چتو مگه میشه مگه اونا نباید الان تو انچانت باشن

ناجل:نمیدونم و مارتینم که خودت دیدی چتو شده بود

دیوید:فک کنم رسیدیم

 

این دیوونه ها با کلی بدبختی و مکافات و گزشتن از چندینوچند ایست بازرسی به تالار مخصوص و در نتیجه به مارتین و تینا میرسند

 

اشلی:اینجا چه خبره تینا چش شده

نیک:به نظر مرده

و در این لحظه مارتین به نیک هجوم برده ودر حال کشتن وی در زیر بار کتک است

دیوید:ولش کن میخای بکشیش مگه

مارتین:نباید نباید این حرفو

نایجل:اون راست میگه تینا تغریبا مرده

ماروین:چی تغریبا

اشلی:اون بیهوشه یه جورایی خوب ببین الان اون مرده ولی در حقیقت زندانیه تو خواب زندانیه چون درسته که نفس نمیکشه ولی قلبش هنوز داره میزنه ما باید بریم پیشش و کمکش کنیم که خودشو نجات بده

مارتین:چ..چتو مگه میشه رفت اونجا

دیوید:همونطور که اون رفت مام میریم حالا چتو رفت

مارتین:به اون سیاره دست زد وبعد

دیوید:گرفتم

یه سرباز:پناه بگیرید بهمون حمله شده

دیوید:منو نایجل میریم شماها موازب باشین

ناجل:اشلی اینجارو جزغاله نکن  نیک:همه خرزو میدونی که  ماروین جان حواست به اینا باشه   و تو مارتین

مارتین:منم باحاتون میام

دیوید:نایجل تو باهاش برو من اینجا میمونم

نایجل:باشه

بعد دست مارتینو گرفت و با اون یکی دستش سیاره کابوسو و یکدفعه جفتشون بیهوش شدن

 

توی جنگلای کابوس:

مارتین:وا این اینجا دیگه کجاس

نایجل:مارتین الکی تف نکنیا باشه

مارتین:اه تینا کو کجاس پس

و یهو با یه چیزی تصادف میکنه و البت اون یه چیزم تینا بود

نایجل میزنه تو سرش و میگه:خاک تو سرت پسره ی کور

بعد رو به تینا میکنه:شما خوبین خانوم

مارتین:تینا خوبی خودتی من خوابم یا واقعا خودتی

تینا:مهلت میدید حرف بزنم

نایجل:من از طرف ایشون عذر میخام بفرمایید

تینا:اول شما دوتا انجا چیکار میکنین چتوری اومدین میدونین که ممکنه تا ابد اینجا .... مارتین داره چی کار میکنه

نایجل:مارتین جان اسید تف میکنن شاید راه خروجی درست بشه مارتینه دیگه

تینا:ها چی مگه مگه آدم میتونه اسید تف کنه

نایجل:والا آدم عادی که نه ولی مارتین آره مارتینه دیگه

تینا:خوب حالا اون هیچی شماها اینجا چیکار میکنین اصا ...

نایجل:هوپ ما از همون راهی که شما اومدین اینجا تشریف آوردیم و واسه کمک اومدیم

یکدفه سروکله سلطان سرزمین کابوس پیدا میشه

سلطان سرزمین کابوس:میبینم که دوستات برای کمک اومد خیلی خوبه نیرویه اونا............

نایجل:خفه شو وگرنه همین الان ......

مارتین یواش تو گوش تینا پچ پچ میکنه:ببینم تینا تو میتونی باهاش مبارزه کنی

تینا:چی چتو

مارتین:اون نمیتونه منو نایجلو انجا نگه داره بهش پیشنهاد بده که در اضای موندن منو مارتین یه دور باهات مبارزه کنه اگه تو بردی ستامون بریم و اگه اون برد ستامون بمونیم

تینا:یعنی شما میخاین

مارتین:آره ما میخایم من میخام حاظرم خودم بمیرم ولی تورو از اینجا ببرم بیرون

تینا:مارتی.....

مارتین:چیه چه مشکلی هست

تینا:اون وقت ناجل چی

نایجل:من مشکلی ندارم

تینا: میخای کاترین منو مارتینو سربه نیست کنه

سلطان سرزمین کابوس:شماها دارین چی زرزر میکنین

تینا:خوب میدونی

مارتین:عواقبش با من هی تو حاظری با تینا سر آذادیش مبارزه کنی

سلطان سرزمین کابوس:و اون وقت چی گیر من میاد

مارتین:اگه ببری منو نایجلم اینجا میمونیم میتونی مارو تا ابد نگه داری

سلطان سرزمین کابوس:وسوسه کنندس ولی چرا باید این ریسکو کنم

نایجل:یعنی از روبه رو شدن با یه دختر نوجوون میترسی؟؟؟

سلطان سرزمین کابوس:خفه شو پیشنهاد قبوله ولی با هر کودومتون یکدور مبارزه میکنم

ماترین:قبول برد هرکی بیشتر بود اون برندس

تینا:ولی شما دوتا که

نایجل:اونم واسه همین این پیشنهادو داد ولی هنوز مارو نشناخته

 

مبارزه شروع شد مبارزه اول با مارتین بود که البته شخص شخیص مارتینیه بدجور ضایع شکست خود و کلا سوسکینو(شرح ندم بهتره آخه مارتین جان کسافت بازی در آوردن و تعریف کنم حال همتون بهم میخوره)

 

مبارزه دوم با نایجل بود که اینو شرح میدم(البت مختصرو مفید):

تینا:ما هیچوقت بیرون نمیریم

مارتین:نمیریم حداقل خوبه که باهمیم

 

سلطان سرزمین کابوس:خوب ببینم تو میخای چیکار کنی جوجه

نایجل:به کی گفتی بچه واستا یه دهنی ازت سرویس کنم که اون سرش ناپیدا

 

ومبارزه شروع و در چند ثانیه تموم نایجل تهدید خود را عملی کرده و سلطان سرزمین کابوس را سرویس میکند(چگونش هنوز جای سواله ولی از تینا روایته که:یکدفعه نایجل بشکنی زد و صدها هزار نایجل بر سر سلطان سرزمین کابوس هجوم بردند)

 

پس از ساعتی نبت تینا بود حالا همه چیز به اون بستگی داشت اگه میبرد نجات پیدا میکردن و اگه میباخت هرستاشون زندانی میشدن

 

 

 

 

 

بای تا قسمت بعدو بعدش که با خودمه




دیدگاه ها : نظرت چی بیده
آخرین ویرایش: شنبه 5 تیر 1395 11:01 ق.ظ