تبلیغات
SpashelixClub - 2-16(باربارا لسترنج)

2-16(باربارا لسترنج)

سه شنبه 9 اردیبهشت 1393 08:15 ب.ظ

نویسنده : هلنا
ارسال شده در: Season 2 ,
سلامممممممممممممم
من هلنا یا هلن هستم (البته اینجا)
ولی اسمای دیگم لونا، لونی لاو، لاوی، لاو = کیور پیچ، فاندا(پاندا) و ...... هستن.
امیدوارم دوستای خبی برای هم باشیم
همین دیگه بفرمایید ادامه
من: باربارا لسترنج سازنده ی مدال هاست.اون تو زمان خودش یه پری ارشد بوده.قلعه ش هم توبی اون جزیره س.اما برای اینکه دنیا رو از شر بدترین و وحشتناک ترین جادوگر سیاه نجات بده خودشو قربانی میکنه.یعنی با نابود کردن خودش اونو هم نابود میکنه.ولی یه قسمتی از روحش زنده میمونه.خیلی ها میگن روحش هنوز اونجاها داره پرسه میزنه.
ملودی: اونوقت چرا مدال ها روشن شدن؟؟؟
من : دقیقا. برای اینکه قرار بود بعد صد سال اون دوباره زنده بشه.
سارا: چی؟؟؟
تیا: امکان نداره
امیلی: چرا ممکنه. هلنا گفت که قسمتی از روحش زندس.من تو یه کتاب خوندم که اگه کسی قسمتی از زندگیش(برای باربارا روحش) زنده باشه بعد صد سال یه خاطره اونو کامل می کنه....
کاترین: و الان خاطره اون مدال هاست.
دایانا: دقیقا ما باید به اون جزیره بریم.
جیل: وچطوری؟؟؟؟
من: خوب معلومه با مدال ها
سارا: خوب با مدال ها چطور بریم؟؟
تیا: نیروی انچانت در اصل یه اتحاده.ما اونو با اتحاد به دست آوردیم و مدال نیرو هم گنجینه ی ماس پس ...
کاترین: پس مدال نیرو باید با ریشه ی اتحاد کامل بشه.
تیا: میشه تو توی حرف من نپری؟؟؟؟
کاترین: حالا که چی؟؟ خوب حواسم نبود
جیل :من که نگرفتم
سارا: یعنی مدال اتحاد نماد اتحاد ماست پس ما باید دوباره اتحادمون رو بدست بیاریم و انقد باهم جر و بحث نکنیم.
تیا و کاترین به هم نگاهی انداختن و یه هوف طولانی کشیدن.
سارا ادامه داد: باید مدال نیرو رو وسط بزاریم بقیه ی مدال هاروهم دورش و دست های هم رو بگیریم که اونم یه نمادی از اتحاده در اون لحظه فقطو فقط به اتحادمون که باعث چنین نیرویی شده فکر کنیم.
من: دقیقا.خیلی ممنون سارا.زود باشید بچه ها بیاید.
ماهم همون کارو کردیم یکصدا فریاد زدیم: مجیکال انچانتسپلش
چشمامو بستم.تو اون لحظه تنها چیزی که به فکرم می رسید این بود که چه دوست های خوبی پیدا کردم.دوستهایی که به غیر از نیروم زندگی دوباره روهم به من بخشیدن.پس لازم نبود زیاد ذهنم رو روی چیزی متمرکز کنم.
وقتی چشمامو باز کردم توی جزیره باربارا بودیم.

اینم ازمن
تا یه دیدار دیگه بای




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: شنبه 5 تیر 1395 12:02 ب.ظ