تبلیغات
SpashelixClub - 2-15(جزیره باربارا)

2-15(جزیره باربارا)

شنبه 6 اردیبهشت 1393 10:14 ب.ظ

نویسنده : tia (zoe)
ارسال شده در: Season 2 ,
خوب اینم از قسمت 15

قسمت بعدی هم با هلنا

امیلی: هی بچه ها بیاین اینجا
ملودی: باز چی شده؟؟؟
من: خوب یه چیزی شده دیگه.از این ادا اصولا نمیخواد
سارا: وای خدای من بچه ها این جارو ببینین
دایانا: چرا اینطوری شدن؟واسه چی چشمک می زنن؟
سارا: نمی دونم.شاید یه اتفاقی افتاده.شاید ...
ملودی: دقیقا.این نشانه ی خطره. ولی چه خطری؟
کاترین: هی تیا من میگم سعی کن به وسیله پیغام های ذهنی پیام اینارو دریافت کنی.
تینا: آره.یه امتحانی بکن.منم میرم هلنا رو خبر کنم .ممکنه اون بدونه چی شده.
من:باشه.
و تمام سعیم رو کردم که روی مدال ها متمرکز بشم.یکهو احساس کردم که یه مه غلیظ دورم رو محاصره کرده و در اون لحظه فقط یه صدای نجوا گونه شنیدم که می گفت: جزیره باربارا
بعدش جز سیاهی دیگه هیچی نبود.

******

من: جزیره باربارا
هلنا: هی چشاشو باز کرد ... تیا ... تیا ... خوبی؟
امیلی: تیا تو وقتی که خواستی پیغام مدال هارو بگیری بیهوش شدی.چه خبره؟
هلنا: امیلی اون الان اصلا حالش خوب نیست تا به سوالاتت جواب بده. ممنون میشم اگه به بقیه بگی که تیا حالش خوبه
امیلی هم رفت.
این بار با آخرین توانی که داشتم سعی کردم بلند باشه : جزیره باربارا
یکهو صورت هلنا یک جور دیگه شد.
هلنا: چی؟؟؟ان جزیره نفرین شده؟؟ نگو که پیغام مدال ها این بوده
ولی من به علامت مثبت سرمو چند بار بالا و پایین بردم.
هلنا: خدای من ... باید به بقیه خبر بدیم



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: شنبه 5 تیر 1395 11:02 ق.ظ