تبلیغات
SpashelixClub - 2-11(آغاز یک معما)

2-11(آغاز یک معما)

سه شنبه 27 اسفند 1392 04:49 ب.ظ

نویسنده : Unknow Person(Emiliyana)XD
ارسال شده در: Season 2 ,

سلام

خوبین
عجب کاری کردما گفتم این قسمتو مینویسم
من تک تنها
م
راستی تا یادم نرفته بگم که عکسای توی بیوگرافیا مال سیزن3 هستن بجز ملودی و هلنا اشتباهی به بچه ها گفتم سیزن دو







خوب دیگه برین داستانو بخونین

من:وایی چقده تاریکه

اصا من کجام

باید یه راهی به بیرون داشته باشه

دختریه ی عوضی اگه نیرومو نگرفته بود

فقط اگه دستوپام باز بود

هرچند دیگه ولش الان باید یه راه دررو پیدا کنم

یهویی یه صدایی تو گوشم پیچید:به خودت باور داشته باش راه خروجت منبا نیروته پیداش کن

درین واولین اومدن تو

درین:به خانوم خانوما

اولین:چه خبر عزیزم جات راحته بدون نیرو که بهت سخت نمیگزره

درین:اه اولین تمومش کن ما اومدیم کریستال انرژیو بگیریمو بریم

من:نه گردنبنم نه

ولی درین اونو از گردنم کند

اولین:تو برو من با این کوچولو کار دارم

من:چی میخای من که دیگه چیزی ندارم که بهت بدم

اولین:اشتباهت همینجاست من از عذاب دادنت لذت میبرم

منم واسه عصبانی کردنش گفتم:هی راستی اون دوست فراریتون کو چرا بهتون ملحق نشده؟؟؟

اولین:به توچه تو نگران دوستای خودت باش آخرای عمرشون نزدیکه

من:نه فقط برام سوال بود که یه فراری کجا میتونه بره جز سرزمین خودش مخصوصا اگه پرنسس سرزمین خودش باشه

اولین:به چیزی که میخاستم رسیدم هوش تو خیلی بدرد بخوره

من:وای چه عالی ذوق مرگ شدم حالا میشه تنهام بزارین مادمازل

اولین:البته کوچولو زودی برمیگردم شاید بایکی از دوستات

وقتی اولین رفت شروع کردم به پیام فرستادن به تیا:تیا تیا تیا صدامو داری تیا

تیا:صدات واضحه واضحه کوجایی

من:منو فراموش کنین:آیلینو یادته باید اونو پیدا کنین

تیا:فراموشش کن عمرا

ملودی:آیلین همون آیلین که راجبش گفتین

تیا:آره

هلن:ازش بپرس چرا باید پیداش کنیم

تیا:امی چرا باید آیلینو پیدا کنیم

من:فعلا نمیدونم ولی الن و دوستاش دنبالشن پس ما باید زودتر پیداش کنیم من سوتی دادم و گفتم که آیلین تو سرزمین خودشه

تیا:تو از کجا میدونی اون دیوونه کجاست

من:نتیجه گیری ساده آیلین پرنس سرزمین خودشه پس بهترین جاییه که میتونه بره

تیا:ولی حالا

من:شماها برین دنبال آیلین ... فقط ملودی

تیا:ملودی چی

من:فقط ملودی میتونه آیلینو پیدا کنه بهش بگو رد موسیقی شبو دنبال کنه

تیا:تو چی

من:خودم راه فرارمو پیدا میکنم

تیا:موفق باشی از اطرف همه میگم

من:باشه باشه هرچی زودتر برید وگرنه گیر میوفتید

تیا:باشه تا بعد کیتی بجمب

من:خب اینا که رفتن من چجوری برم

منبا نیروم منبا نیروم فک کن فک کن منبا نیروم چی میتونه باشه کریستال قلب یخی نه نمیتونه باشه

سیارهای آبی یا یخی نه نه

صب کن اگه آتیش باعث شد من ذوب بشم پس ....... پس منبا نیروم خود منم پس من هنوزم نیرومو دارم پس چرا نمیتونم ازش استفاده کنم

چرا نمیتونم یه لخضه من هنوز آتیشم دارم آره هنوز دارمش البته فک کنم

امتحانش که ضرری نداره ولی نه الان نه

الان باید از نیروی اصلیم استفاده کنم تبدیل مخصوص خودم باورم نمیشه که فراموشش کرده بودم

داد زدم:تبدیل نینجای برفی

حالا وقت در رفتنه


پایان

قسمت بعد با ملودی(نقش اولشم هست)

راستی دفعه بعد که نوبتم شد میگم چجوری در رفتم و چی شد




دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: شنبه 5 تیر 1395 12:03 ب.ظ