تبلیغات
SpashelixClub - 2-04(راز کابوس تیا-1-نقشه ی قلمرو انچانت)

2-04(راز کابوس تیا-1-نقشه ی قلمرو انچانت)

شنبه 25 آبان 1392 09:09 ب.ظ

نویسنده : Unknow Person(Emiliyana)XD
ارسال شده در: Season 2 ,
خوب من سه قسمت آینده رو میزارم شایدم چهارتا
الان میخاین بدونین داستان این کابوس چیه
برید ادامه میفهمید

من:تیا تیا بیدار شو تیا

تیا(با یه حالت وحشت زده):ها امی ما آیلین من نور الن تاریکی

من:تو چی میگی

تیا:ما رو میخاستن بکشن بعد نیرومونو بگیرن همون موقه که ملودی مدالارو چید پرتاله باز شد

من:عزیزم خوبی تو وسط حیاط از حال رفتی مام تمام روز مدالا هرجوری که فکرشو کنی چیدیم هیچی به هیچی الانم همچنان همه ریختن رو سرشون

تیا:همه؟؟؟

من:فقط دیویدو کاترین دارن تو حیاط قدم میزنن

 

یهو ملودی هیجان زده اومد و گفت:امی این داداش خلوچل تو میگه میدونه چطوری باید مدالا رو چید

تیا:منم میدونم

ملودی:پس بزن بریم

 

مارفتیم تو سالن همه دور میز منتظر ما بودن

 

تیا:من میدونم چطوری مدالارو بچینم بدیدشون به من

مدالا رو گرفت و مشقول چیدنشون شد داشت چهارمیو میزاشت که دیوید دستشو گرفت

دیوید:داری اشتباه میزاریشون

تیا:ولی تو خواب من ملودی اینجوری چیدشون

دیوید:اگه این جوری بچینیشون تو عکس خودت گیرمیوفتی و فورا نابود میشی

من:یعنی چی

دیوید:بابا مثلا تیا نیروش نوره درونش تو تاریکی گیر میگنه و بعد کلا از بین میره

تیا که معلوم بود خیلی تعجب کرده گفت:ها تو خواب منم داشت اینطوری میشد

دیوید:بدتشون من اول بدنش نشانه تفکر سر ببر دوم قلبش نشانه شجاعت همین که توش دوتا سر شیره سوم سمت راست اتحاد ترکیب رنگا روی ستاره چهار سمت چپ نشانه عدالت و آخر سرم نشانه نیرو که شکل عقابه وا آخریه کو

ماها:مگه تو نمیدونی ما آخریو نداریم

تیا:تو اینا رو از کجا میدونی

دیوید:ای بابا اینا پنج نشانه آرکیدان مگه یادت نیست مارو انجا برده بودن اردو

جیل:ایول حافظه تو از اون موقه یادته

کاترین:تو مطمعنی اینا همونان

دیوید:آره شک نکن

دایانا:حالا مدال پنجم و هلنو چطوری پیدا کنیم

کارتین:گفتی نشانه های آرکیدا هه هه گاهی خوبه که من هیچیو یادم نمیره اونجا تو اون مقبره یه حکاکی رو سنگ بود

تیا:خوب که چی

کاترین:راه رسیدن به انچانت یا سرزمین هلنا

من:آره منم یه چیزایی یادمه

اشلی:منم

سارا:پس تو اون نقشه رو یادته

کاترین:نه کامل

تیا:شماها چی

اشلی:نه کامل نه

من:منم نه ولی یه راه حل تیا تو اطلاعات همهرو از نقشه بفرست تو ذهن من منم اونو رو کاغذ میکشم

تیا:عالیه خیلی خوب شروع میکنیم

 

چند دقیقه بعد

 

من:آی سرم

جیل:امیخوبی

من:آره آره حالم خوبه

تیا:میدونی نقشه چیه

جیل:تیا واستا حالش جا بیاد آخه

من:نه نمیشه صبر کردیه کاغذ بده زود

جیل:باشه بیا اینم کاغذ حالا چرا داد میزنی

من دیگه هیچی نگفتم و مشغول کشیدن شدم حدود یه رب طول کشید تا نقشه رو تموم کردم

من:تموم شد اینم نقشه

تیا:حالا دیگه راه میوفتیم

همه پسرا:هورا

دایانا شماها نمیاین

همه پسرا:اه

 

خوب ما حاضر شدیم و راه افتادیم

 

 

اما تو راه چی میشه دیگه چه رازی تو خواب تیا هست؟؟؟

 

خوب تو قسمتای بعد جوابشو میگیرید




دیدگاه ها : واسه این قسمت
آخرین ویرایش: شنبه 5 تیر 1395 12:29 ب.ظ